
xa0بانو حاجیه مرضیه اعیان در سال ۱۳۴۶ در خانوادهای متدین و مذهبی در محلّه گنبدسبز شهرستان یزد، دیده به جهان گشود او آخرین فرزند و کانون توجّه خانواده بود. خردسالی و مقطع دبستان را قبل از انقلاب گذراند و پس از پیروزی انقلاب وارد مقطع راهنمایی شد؛ با آنکه عضو انجمن اسلامی مدرسه بود امّا علاقه زیادی به فعّالیّتهای اجت...
ادامه مطلب
☀️در یکی از عملیاتها کارگره خورده بود، نزدیک اذان صبح بود و باید کاری میکردیم، اما نمیدانستیم چه کاری بهتره. یکدفعه ابراهیم از سنگر خارج شد! به سمت تپه عراقیها حرکت کرد و بعد روی تخته سنگی به سمت قبله ایستاد! با صدای بلند شروع به گفتن اذان صبح کرد! ما هر چه داد میزدیم که ابراهیم بیا عقب، الان عراقیها تو رو میزنن، فایده نداشت. تقریباً تا آخر اذان را گفت...
ادامه مطلب
خبر رسید که ضد انقلاب با حمله به روستایی نزدیک سنندج، دکتر جهاد سازندگی را به اسارت برده است. صبح اول وقت راه افتادیم. مصطفی، عمامه به سر، اما با بند حمایل و یک نوار فشنگ تیر بار دور کمر قوت قلب همه بود. پیش مرگ های کرد که در کنار ما با دشمن می جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می کردند، باور نمی کردند او اهل رزم و درگیری باشد همان صبح زود، ضد انقلاب دکتر را به شهادت رسانده بود، امادرگیری تاعصر ادامه...
ادامه مطلب
تمامی مطالب این وبلاگ مورد تایید همسر شهید حسن انتظاری می باشد.خرسندیم که ایشان با نظرات و راهنمایی های خوب خود ما را همراهی می کنند.*****************این وبلاگ هر 5 روز یک بار به روز رسانی می شود.*****************در صورتی که تمایل دارید با ما همکاری داشته باشید می توانید از طریق ایمیل زیر با ما ارتب...
ادامه مطلب
تمامی مطالب این وبلاگ مورد تایید همسر شهید حسن انتظاری می باشد.خرسندیم که ایشان با نظرات و راهنمایی های خوب خود ما را همراهی می کنند.*****************این وبلاگ هر 5 روز یک بار به روز رسانی می شود.*****************در صورتی که تمایل دارید با ما همکاری داشته باشید می توانید از طریق ایمیل زیر با ما ارتب...
ادامه مطلب
بهش گفتم:«توی راه که بر میگردی،یه خورده کاهو و سبزی بخر.»گفت:«من سرم خیلی شلوغه،می ترسم یادم بره.روی یه تیکه کاغذ هر چی می خواهی بنویس بهم بده.»همون موقع داشت جیبش را خالی میکرد.یک دفتر چه یادداشت ویک خودکار در آورد گذاشت زمین برداشتمشان تا چیزهایی که می خواستم،برایش بنویسم،یک دفعه بهم گفت:«ننویسی ه...
ادامه مطلب
تمامی مطالب این وبلاگ مورد تایید همسر شهید حسن انتظاری می باشد.خرسندیم که ایشان با نظرات و راهنمایی های خوب خود ما را همراهی می کنند.*****************این وبلاگ هر 5 روز یک بار به روز رسانی می شود.*****************در صورتی که تمایل دارید با ما همکاری داشته باشید می توانید از طریق ایمیل زیر با ما ارتب...
ادامه مطلب
تمامی مطالب این وبلاگ مورد تایید همسر شهید حسن انتظاری می باشد.خرسندیم که ایشان با نظرات و راهنمایی های خوب خود ما را همراهی می کنند.*****************این وبلاگ هر 5 روز یک بار به روز رسانی می شود.*****************در صورتی که تمایل دارید با ما همکاری داشته باشید می توانید از طریق ایمیل زیر با ما ارتب...
ادامه مطلب
xa0 طرح کانالیزه کردن منطقههای جنگی، از عملیات خیبر باب شد. یادم هست یکی از بچّهها بود به نام شیخی. یک بعد از ظهری بود آمد. نقشهی کانالها را نشانم داد و گفت: «آقا مهدی دستور داده هر طور شده باید منطقه رو امن کنیم. راهش هم همین کانالهاست.» بچّهها ...
ادامه مطلب
یک شب در خانه هیئت داشتیم. عصر همان روز پدر شهید کمی استراحت کرد بعد با نگرانی از خواب پرید. فهمیدیم خواب دیده. ایشان کمی به اطراف نگاه کرد و گفت : الان حسن اینجا بود بهش گفتم حسن جان امشب هیئت داریم شما تشریف میارید؟! حسن گفت نه ، امشب باید برم پیش ...
ادامه مطلب